سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

ممنون که اومدی

عزیزم الان ۱۰ دقیقه است که فهمیدم تو دلمی. (روی برگه آزمایش عدد بتا ۳۱۷ بود این یعنی جواب مثبت) مرسی که منو بیشتر منتظر نگه نداشتی. نمی‌دونی که چه حالی الان دارم دلم می‌خواد جیغ بکشم . تو راه بیمارستان جم که جواب آزمایشو بگیرم تا سر کار گریه کردم از شادی. به باباییت هم زنگ زدم نمی‌دونی چقدر ذوق کرد امشب قراره که بریم خونه مادر بزرگ و پدربزرگ و خالت می‌خواهیم بهشون بگیم نمی‌دونی که چه حالی دارم بازم ممنونتم . خیلی دوست دارم خیلی... امیدوارم سالم و سلامت به این دنیا بیایی
4 مهر 1390

پنج هفتگی

سلام عزیز مامان . قربونت برم امروز برای اولین بار بعد جواب آزمایشت رفتم پیش خانم دکتر امینی. خیلی دکتر خوی بود پر از انرژی مثبت، اکتیو(خیلی تلاش کردم که برم پیشش، چون خیلی تعریفشو شنیده بودم) بهم گفت که من ۵ هفتمه و ساک حاملگیم تشکیل شده. خیلی خوشحالم عزیز دل مامان فکر کنم ماه دیگه یعنی آبان ماه بتونم صدای قشنگ قلبتو بشنوم. هر روز از خدای مهربون می‌خوام که تو رو سالم و سلامت به این دنیا بیاره عزیز دلم   ( پنج هفته‌ای من) ...
4 مهر 1390

خدایا ازت ممنونم

ممنون که به من یک هدیه آسمانی دادی . خدایا خیلی دوست دارم . خدایا به دست خودت می‌سپرمش مواظبش باش سالم باشه . به من قدرت بده که مادر خوبی براش باشم. به من قدرت بده که از هیچی براش کم نزارم و بهترین‌هایی رو که می‌تونم براش تهیه کنم. خیلی بزرگی خدا جون مرسی ازت دوست دارم.
3 مهر 1390

منتظرم

عاقبت  در یک شب از شب‌های دور کودک من پا به دنیا می‌نهد آن زمان بر من خدای مهربان نام شورانگیز مادر می‌نهد   فرزندم خیلی خیلی منتظر اومدنتم دلم برای اینکه خبر بدن تو تودلمی می‌تپه خیلی دوست دارم.
29 تير 1390

آخرین های بدون تو

سلام عزیزم. امروز می‌خوام از علایقم برات بگم مامان جون. من عاشق موسیقی هستم. فک کنم وقتی بیای به این دنیا اینو خوب بفهمی، یا شایدم وقتی که خدا تو رو تو دلم بزاره. راستشو بخوای امروز آخرین روز تمرینم تو یکی از گروه‌هایی که می‌خونم. من تو گروه کر خواننده سوپرانو هستم. از فردا به مدت ۳ روز کنسرت دارم. شاید این آخرین کنسرتی باشه که بدون تو می‌رم اجرا. نمی‌دونم. من دوست ندارم که علاقه‌های خودمو به تو تحمیل کنم هیچ وقت. ولی همیشه دوست داشتم که تو هم موسیقی رو دوست داشته باشی. اما قول می‌دم که من و بابات چیزی رو بهت تحمیل نکنیم و بزاریم که تو هر چیزی رو دوست داری خودت انتخاب کنی. راستی من و بابات دو تامون کوهنوردی...
14 تير 1390

مادرانه

امروز دوست دارم که باهات درد دل کنم . می‌دونی تو زندگی خیلی وقت‌ها خودمو جای پدر و مادرم می‌زارم و اگه ازشون خوشحالم یا ناراحتم تو رو جای خودم. وقتی اونا کاری می‌کنن که از نظر من غلط و اشتباهه میگم اگه من بودم آیا این کارو با بچه خودم می‌کردم. البته این خیلی سخته چون تو خیال می‌گم ولی امیدوارم کارهای نادرست اونارو دوباره برای تو انجام ندم و کارهای درستشونو بتونم برات انجام بدم. ولی الان که به تو فکر می‌کنم می‌بینم که شاید هرگز پدر و مادرم نمی‌خواستن منو اذیت کنن و همیشه می‌خواستن بهترین‌ها رو داشته باشم .چون این تو خون هر پدر و مادری هست . پس اگه من از دست اونا ناراحت می‌شم و کارهاش...
13 تير 1390

اولین نامه برای تو

من و پدرت پس از ۵ سال زندگی مشترک تصمیم گرفتیم که به طور جدی به داشتنت فکر کنیم. الان تصمیم داریم که سال‌های بعدی زندگیمونو با تو باشیم. نمی‌دونم که تو اصلا می‌یای یا نه. نمی‌دونم که دختری یا پسری. فقط می‌خوام بدونی که برام خیلی مهمی. با اینکه هنوز نیستی ولی کلی بهت فکر می‌کنم. اینکه وقتی تو تو دلمی چه کارایی بکنم که برای تو خوب باشه. کدوم دکترو انتخاب کنم. برات چه موسیقی بزارم. چه کارهایی بکنم که تا تو دلمی روت تاثیر بهتری داشته باشه. دوست دارم که برات بهترین‌ها رو فراهم کنم. اینو جدی می‌گم. من و پدرت زندگی معمولی داریم ما خیلی پولدار نیستیم ولی همو خیلی دوست داریم. و مطمئنم اگه تو بیای تو رو هم خیلی ...
12 تير 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد